وسعت بی واژه

... رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند...

درخت که نباشد

می خواهم زمین دهان باز کند

تا هیچ ساختمانی

سایه گاهم نشود. . .

 

پ.ن: بگذار آفتاب مغزت را نشانه بگیرد. دهانت که طعم سرگیجه گرفت، آفتاب را بگو

صاحب زنگ را بخواند.

پهلوان رخصت!  گاهی سوختن جایز است. . .

نوشته شده در ۱۳۸٧/٥/۱۸ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ توسط نگار معبودی نظرات ()

 

شازده کوچولو یک بار دیگر به تماشای گل های سرخ رفت و به آن ها گفت: " شما اصلا

شبیه گل سرخ من نیستید. شما هنوز چیزی نشده اید، چون کسی شما را اهلی نکرده و شما

هم کسی را اهلی نکرده اید. شما مثل روباهِ من در روزهای اول آشنایی مان هستید. در آن

روزها، او فقط یک روباه بود؛ روباهی مثل صد هزار روباه دیگر. اما من او را دوست خودم

کرده ام و حالا او در تمام دنیا بی مانند است."

گل ها خیلی خجالت کشیدند.

شازده کوچولو حرفش را ادامه داد و گفت: " شما گل هلی زیبایی هستید ، اما درونتان

خالی است. هیچ کس نمی تواند برای شما بمیرد. البته یک رهگذر معمولی ممکن است گل

مرا هم ، گلی مثل همه ی شما به حساب آورد. ولی گلِ من به تنهایی بهتـــــر از همه ی

شماست. چون که فقط من به او آب داده ام؛ او را زیر حباب گذاشته ام، من فقط برای او

دیواره ساخته ام، من فقط به خاطر او کرم ها را کشته ام ( البته به جز دو سه تا که

گذاشتیم تا پروانه بشوند). . .چون که فقط من به شکایت های او و خودستایی هایش و 

گاهی هم به سکوت او گوش داده ام ... آخر او گل سرخ من است...

.

.

.

شازده کوچولو دوباره پیش روباه برگشت و گفت " خداحافظ ! "

روباه گفت: " به سلامت! اما رازی را که می خواستم برایت بگویم ، راز ساده ای است:

فقط با چشم دل می توان درست دید. حقیقت را نمی توان با چشم سر دید."

- " حقیقت را نمی توان با چشم سر دید. . . "

-" چیزی که گل تو را ارزشمند کرده ، عمری است که به پایش ریخته ای"

شازده کوچولو باز هم برای اینکه حرف روباه را فراموش نکند، آن را تکرار کرد: " چیزی

که گل مرا با ارزش کرده ، عمری است که برایش صرف کرده ام."

روباه گفت" آدم ها این حقیقت را فراموش کرده اند، اما تو نباید آن را از یاد ببری.

تو همیشه مسئول چیزی هستی که آن را اهلی کرده ای. تو مسئول گل خودت هستی. . ."

- " من مسئول گل خودم هستم

             من مسئول گل خودم هستم

                         من مسئول گل خودم هستم. . .

پی نوشت:

1- اگر تو گلی را دوست داشته باشی که در ستاره ای باشد ، نگاه کردن به آسمان در شبها

برایت لذت بخش می شود. همه ی ستاره ها غرق گل می شوند...

2- اگر کسی اهلی شدن را پذیرفت، باید پای گریه کردنش هم بنشیند...

3- برگرفته از "شازده کوچولو"

                                     

نوشته شده در ۱۳۸٧/٥/٩ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ توسط نگار معبودی نظرات ()


Design By : Pichak