وسعت بی واژه

... رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند...

 

سلام

این پست کلا پی نوشت است، پی نوشت بر سه سال نوشت:

1. یادم رفت بگویم که سه سال گذشت...

9 آبان 84 ، درست همین جا...

من اینجا، چقدر زندگی کرده ام...

2. کوچه های اینجا هم، گاهی بوی نم می گرفت. باران اینجا هم، گاهی صدای دلتنگی می داد

دلتنگی که می گویم، یادش می افتم

و چقدر انتظار...

3. این سه ، به نیت آن سه، سکوت!

4 .بزرگ می شویم؟

و این شناسنامه ها چه می کنند با ما...

بی رحمی ست که به حرف های سه سال پیشم بخندم

اما حق دارم که برایشان گریه نکنم

این وبلاگ یکی از فوایدش این بود که اگر روزی به سن شما رسیدم_این شما

یعنی همه ی کسانی که خودشان می دانند که هستند!_ هرگز از یک نفر که

تاریخ تولدش را قاب می کند می زند بالای وبلاگش ، نمی پرسم که تو واقعا 13 سالته؟

5. این پی نوشت هم برای دوستان مجازی، که ندیده، دوستشان دارم...

6. اینجا نه جشن تولد گرفته ام، نه سه شمع گذاشته ام که فوتشان کنیم و هورا بکشیم!

فقط خواستم بگویم، سه سال گذشت...

نوشته شده در ۱۳۸٧/۸/۱۱ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ توسط نگار معبودی نظرات ()


Design By : Pichak