وسعت بی واژه

... رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند...

 

قصه ، تکرار همیشه بود و خود، از اوج تازگی، برق می زد

همه، همان بود که تا مرز لب گشودن ، زمزمه می کرد

 و خوش ترین ترانه را، آواز...

بخوان

بخوان که در هر سطر، طرح یک آسمان ، آبی می شود

بخوان

خوش ترین ترانه را

                    آ و ا ز  کن...

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/٢٤ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ توسط نگار معبودی نظرات ()


Design By : Pichak