وسعت بی واژه

... رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند...

دین

اکثریت مردم زندگی می کنند بی آنکه نیازی داشته باشند به اینکه بدانند چرا؟

در اینها، زندگی کار خویش را می کند و هرگز از آنها نمی پرسد که دوست می دارند یا طرح دیگری را

 می پسندند.......

اینها وسایل جاندار طبیعتند و از وسیله کسی نظر نمی خواهد...

و اقلیتی هستند که می خواهند بدانند......

و گاه و بیگاه گریبان زندگی را می چسبند که ....

تو چه ای؟

چه می جویی؟

کجا می روی؟

بالاخره چی؟

با ما چه کار داری؟

مذهبی ها حل کرده اند :

زندگی می کنیم تا رضایت خدا رو جلب کنیم و در زندگی پس از مرگ پاداش بگیریم!!!

زندگی یک مجال برای ((کسب)) است .....

باغ بهشت...................

و در آن هر چه بخواهی...

شکم چرانی و چشم چرانی و چریدن !!!

معنویت های دنیا و تقوی هایش ......

که بدل می شود .........

به مادیات آخرت و هوس بازی هایش !!!

یعنی ((دین))

و مجموعه ی این فعل و انفعالات شیمیایی یعنی (( زندگی )) !!!

 

 

دکتر علی شریعتی

گفتگوهای تنهایی (بخش دوم)

نظر هم بدید . . .

نوشته شده در ۱۳۸٥/٤/۳۱ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ توسط نگار معبودی نظرات ()


Design By : Pichak