سهراب سپهری

جاده یعنی غربت.

باد٬ آواز٬ مسافر٬ و کمی میل به خواب.

شاخ پیچک٬ و رسیدن٬ و حیاط.

 

من٬ و دلتنگ٬ و این شیشه ی خیس.

می نویسم٬ و فضا.

می نویسم٬ و دو دیوار٬ وچندین گنجشک.

 

یک نفر دلتنگ است.

یک نفر می بافد.

یک نفر می شمرد.

یک نفر می خواند.

 

زندگی یعنی: یک سار پرید.

از چه دلتنگ شدی؟

دلخوشی ها کم نیست: مثلا این خورشید٬

کودک پس فردا٬

کفتر آن هفته.

 

یک نفر دیشب مرد

و هنوز٬ نان گندم خوب است.

و هنوز٬ آب می ریزد پایین٬ اسب ها می نوشند

/ 4 نظر / 35 بازدید
سلام

سلام خيلی قشنگه هم وبت هم مطالبت موفق باشی

کلاه قرمزی

سلام سلام سلام حالت خوفه؟ خیلی باحالی دمت گرم

نيلوفر

سلام وب خوبی داری موفق باشی

ليلا

سلام نگار جون وبلاگت خيلی قشنگه دوست دارم