سفر به خیر

   

 

"به کجا چنین شتابان ؟"

 

                  گون از نسیم پرسید

 

" دل من گرفته زینجا ،

 

                  هوس سفر نداری

 

ز غبار این پایان ؟ "

 

همه آرزویم ، اما

 

                  چه کنم که بسته پایم . . ."

 

 " به کجا چنین شتابان؟ "

 

" به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم . "

 

" سفرت به خیر ! اما ، تو و دوستی خدا را

 

چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی ،

 

به شکوفه ها ، به باران ،

 

برسان سلام ما را . "

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نياز امروز ايرانيان

نیاز روزشما را به بازديد از این سایت دعوت می نمايد...با قرار گرفتن لينک نياز روز در وبلاگ شما,آگهی وبلاگتان به طور رايگان در سايت قرار می گيرد...

حامد

سلام نگار جون ممنون از لينکت شرمنده که از مطالبت استفاده کردم نمی دونستم ناراحت ميشی وبلاگت همچنان حرف نداره

دختري از جنس بهار

سلام مهربانم واي كه من چقدر اين شعر رو دوست دارم روزي كه داشتم از ايران خارج ميشدم پسر عمه ام بهم گفت گر از اين كوير وحشت به سلامتي گذشتي..به شكوفه ها به باران برسان سلام ما را.. واقعا شعرش بجا بود چون ايران الان ديگه واقعا كوير وحشته...

نسرين

سلام...خيلی زيبا بود...ممنون که سر زدی باز هم از اونورا بيا

دوست هميشگی تو : مهشيد

نگار جونم سلام وبت حرف نداره خيلی دلم برات تنگ شده

مهشيد

راستی يه قرار بذار با هم بچتيم

مهشيد

من هم هوس کردم وبلاگ بسازم بايد کمکم کنيا بای بای

آيدا

سلام عزيز خوبی؟ خيلی قشنگ بود مثل هميشه

آيدا

راستی چرا ديگه به من سر نمی زنی من منتظرتم . . .