دل نوشته . . .

وقتی که دلم می گیره چیزی که می تونه آرومم کنه

 

اشکه و کسی که می تونه خوب به حرفام گوش بده

 

فقط خداست . یه قلم و کاغذ هم می تونه آرومترم

 

کنه . نمی خواستم این چیزا رو اینجا بگم ولی آخه

 

دیگه خسته شدم . چقدر تو دلم نگه دارم . شاید شما

 

هم بتونید آرومم کنید . دلم می خواهد به همه ی اون

 

آدما بگم دیگه ازتون خسته شدم ، می خوام بگم دیگه

 

دوستون ندارم . ولی خودم خوب می دونم که چقدر

 

همه شون رو دوست دارم . هر وقت با حرفاشون

 

آتیش گرفتم ، هر وقت خواستم حرفی بزنم ، اشک

 

تو چشام جمع شد ، زبونم بند اومد و تنها چیزی که

 

تونستم بگم این بود " نمی دونم چرا قلبم انقدر درد

 

می کنه "  ولی خوب این هم دروغ بود چون دلیلش

 

رو خیلی خوب می دونستم . اصلا من این روزا خیلی

 

دروغگو شدم. مثلا وقتی یه گوشه ای پیدا کردم و

 

نشستم دارم آروم اشک می ریزم تا یکی از راه می رسه

 

سریع اشکامو پاک می کنم . تو اون شرایط ، با اون چشای

 

باد کرده ی قرمز معمولا همه می پرسند " تو گریه کردی؟"

من هم چشمای باد کردم رو بزرگتر می کنم و با تعجب می

 

پرسم " گریه ؟!  نه ! واسه چی گریه کنم ؟! "

 

راستش دلم می خواد به همشون بگم که تو تمام اون مدتی

 

که اونا با حرفاشون من رو آتیش می زدن من به این فکر

 

می کردم که می شه دوباره همه چیز مثل قبل بشه . با این

 

دروغ محض که هر چی تا حالا از خودشون نشون دادن

 

دروغه ، زندگی کردم . وااااای ! من حتی به خودم هم

 

دروغ می گم ! کاش می فهمیدن که چقدر دوسشون دارم ،

 

ولی هیچ وقت نمی فهمن . چون تنها چیزی که اصلا بهش

 

فکر نمی کنن منم .

 

و باز هم مثل همیشه می گم : اگه اشک نبود . . .

/ 8 نظر / 10 بازدید
پويا نوري نائيني

کسی که رفت پشت سراش همچو آب همه خطرات اش را بر آسفالت داغ خيابان بريز تا بخار شود و به آسمان رود چون او لايق تو نبود که رفت پس عشق بعدی را درست برگزين به من سر بزن همردم

دختري از جنس بهار

سلام نگار جونم گلم براي من هم دوستي با تو افتخاره متنت رو خوندم.... ببين به نظر من آدم بايد اول با خودش رو راست باشه بعد با ديگران....منم تو زندگي ام خيلي مشكل داشتم و دارم وخيلي اوقات هم شده فكر كنم از همه بدم مياد كه اين مقتضاي سنمونه... ولي اگه بتوني با خودت كنار بياي ديگه به كنار اومدن با ديگران نيازي نداري .............. در مورد سنم هم بايد بگم اول كه اومدم قصد داشتم سنم رو بگم ولي الان كه خيلي ها مي شناسنم همه فكر ميكنن ۲۳..۲۴ سالمه..ترجيح ميدم همين فكرو بكنن چون آدما فكر ميكنن عقل هر كس به سنشه.... ميفهمي كه؟

مری

سلام به وبلاگ ما هم سر بزن خوشحال ميشيم نطر بدی

مهشيد

نگار جونم سلام متنت رو خوندم به نظر من اون آدما که ازشون ياد کردی حتما دوست دارن ولی شايد غرور يا هر چيز ديگه مانع ميشه که اون رو ابراز کنن نمی گم خيلی زياد دوست دارن ولی بدون هر چقدر هم کم ولی بالاخره دوست دارن

مهشيد

ولی اگه تو راست بگی من که باور نمی کنم کسی تو رو دوست نداشته باشه من خودم تنهايی قدر همه ی اونا دوست دارم خيلی گلی

ستاره

اونايی که ميگی تو رو دوست ندارن ارزش اين همه احساست رو نمی دونن

ستاره

سلام عزيز خوب نوشتی

ستاره

احساست رو خرج آدمای اين جوری نکن کسی رو دوست داشته باش که دوست داره برات ارزش قايله به خدا تو ارزشت خيلی بيشتر از ايناست قدر خودت رو بدون