صدای سکوت من (1)

 

نه!

سکوت را نمی توان حرف زد

سکوت را نمی توان نوشت

سکوت را باید خواند

الفبایش

نگاه است

و یک حس روشن.

سکوت را می توان لمس کرد

چشم ها را بست

سکوت را دید

به سکوت لبخند زد

با سکوت اشک ریخت.

سکوت را باید سکوت کرد

سکوت را

باید واژه ساخت

و به خورد نگاه داد.

سکوت را

باید نگاه کرد.....

                                 " نگار معبودی"

/ 44 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ღ♀ღ ايده ღ♀ღ

بسان ِ رود که میزند به قلب ِ سنگ رونده باش امید ِ هیچ معجزه ز ِ مرده نیست زنده باش.

کلاغ

سلام خوبی گلم میمیرم واسه بارون میمیرم تو مردنم هم دوست دارم بارانی باشه دل خدا

رها

نگار عزیز باورم نمی شود که تو متولد1371 باشی به هرحال از اینکه با نابغه ای مثل تو آشنا شده ام بسیار خوشحالم و سپاسگزار از حضورت و اینکه خیلی دوستی با تو را دوست دارم. رها

بهنام

سلام نگار خانم من با اجازت آدرس وبلاگت رو لينك دادم اگر تمايل داشتي خوشحال ميشم آدرس وبلاگ من رو هم لينك بدي مرسي اميدوارم موفق باشي دوست خوبم تا بعد...خدانگهدار[لبخند][گل]

نرگس

سلام مرسی از حضورت[گل][خداحافظ]

رها

دوست عزیزم سپاسگزارم به امید دوستی های بیشتر و پایدار. شما هم جز پیوند های من قرار گرفتید.[گل]

نگار.د

چه زبان گیرایی داری نگارم! پست بالاییت خیلی زیبا بود! بارانی برای نگار! [گل]

نگار.د

سلام (به همین سادگی ) به روز است! ترانه ای از نو.... تنها نشین غصه نخور وقتی که آسمون تَره ...... منتظر شما می مانم!