من باهارم ، تو زمين

من زمينم ، تو درخت

من درختم ، تو باهار

ناز انگشتای بارون تو ، باغم می کنه

ميون جنگلا طاقم می کنه

تو بزرگی مث شب

خود مهتابی تو اصلا ً ، خود مهتابی

تازه وقتی بره مهتاب و هنوز

شب تنها ، بايد

راه دوری رو بره تا دم دروازه ی نور

مث شب گود و بزرگی ، مث شب

تازه روزم که بياد

تو تميزی

مث شبنم ، مث صبح

تو مث مخمل ابری

مث بوی علفی

مث اون ململ مه نازکی

که رو عطر علفا ، مثل بلا تکليفی

هاج و واج مونده مردد

ميون موندن و رفتن

ميون مرگ و حيات

مث برفايی تو

تازه آبم که بشه برفا و عريون بشه کوه

مث اون قله ی مغرور بلندی

که به ابرای سياهی و بادای بدی می خندی

من باهارم ، تو زمين

من زمينم ، تو درخت

من درختم ، تو باهار

ناز انگشتای بارون تو باغم می کنه

ميون جنگلا طاقم می کنه

                   

                                 " احمد شاملو "

/ 35 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره

باز هم بهت سر می زنم بابای

محمد امين

سلام ... واقعا نميدونم که چه طور ازتون تشکر کنم ... از دعاهاتون ... از لطفتون ؛ از سادگی گفتارتون و از هم دردی تون ... ممنونم ... بازم برام دعا کنيد ... من آپ کردم ... مثل هميشه منتظرتونم ... و مشتاقانه منتظر آپ کردن شما هم هستم ... سربلند باشيد ...

محمود

سلام ميلاد مهدی بر شما مبارک آپم و منتظر نفس گرم شما يا حق

سپيده

اين لرزش اول وبت منوکشته

نسرين

سلام..خوبی؟؟؟من اپ کردم حتما سر بزن و نظر بذار

محمد

بروز کردم سرزدی ... بيا ببين ...

نسرين

سلام..ممنون که اومدیهر وقت اپ کردی خبرم کن

سپيده

ما آپ می خوايم يالا.ما آپ می خوايم يالا.

وفايي

سلام.اين شعر شاملو واقعا فوق العادست.اينو خشايار اعتمادي ميخونه.انصافن اونم خوب خونده.....اگه گوش بكنين ضرر نمي كنين...يا علي